تبلیغات
خندونک کوچولوی باحال - خخخخخ جوکه دیه

خندونک کوچولوی باحال
هیچی نگو فقط بخند خخخخخخخخخ :)
نویسندگان
نظر سنجی
  • بیشتر براتون از کدوم مطالب بذارم؟








  • دریافت کد قفل کلیک راست چت روم






    دریافت کد قفل کلیک راست چت روم





    امکانات وب

    دریافت کد قفل کلیک راست چت روم





    لینک دوستان

    تو هر کدوم از پیجای دابسمش میری نوشته اولین "پیج دابسمش ایرانی". همین توهم هم در بین بانکهای خصوصی ایران وجود داره.




    ------------------------------------------------------------------------------------------------------





     اگه زن قد بلند باشه و دستش به کابینتای بالایی برسه که دیگه شوهر نمیخاد.




    --------------------------------------------------------------------------------------------------






    تنها راه برد تیم ملی ایران این بود که خاکپور کیمیا رو بفرسته تو زمین





    -----------------------------------------------------------------------------------






    تا حالا فقط یه بار تو قرعه‌کشی برنده شدم که اونم بعد شام قرعه‌کشی کردن سر این که کی ظرفارو بشوره اسم من دراومد.





    ---------------------------------------------------------





    ولی این وحشی بافقی هم زندگی سختی داشته. تو خونه میگفتن وحشی بیا شام بخور، وحشی چرا نمیای، وحشی کجا موندی.


    ---------------------------------------------------



    اعتراف میکنم یه نفر زنگ زد رو گوشیم با یه لحن حق به جانبی گفت شما؟
    منم هول شدم گفتم ببخشید اشتباه گرفتم

    -----------------------------------------------------


    بگم از سوتی دوستم:یه بار سر کلاس یه بحثی شد یکی از بچه ها میخواست بگه قوطی شامپو گفت شوطی قامپو ... مارو میگی مردیم از خنده


    ---------------------------------------------------


    یکبار گزارشگر رادیو راجع به گیاه خواری از داداشه دوستم نظر میپرسه اونم جو گیر میشه میگه گیاه خواری که چیزه خوبیه من خودم گیاه خوارم گزارشگره میگه مثلا چه غذاهایی میخورید؟ اونم میگه مثلا قورمه سبزی، سبزی پلو.!

    -------------------------------------------



    اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
    تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!


    اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
    دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
    اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
    مامان گفت نوید کیه؟
    گفتم: پسر آقای فلانی
    گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده


    چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود ، بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!



    چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم



    اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده ،ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
    بیشترم به دریچه کولر شک داشتم


    -----------------------------------------------------------------

    اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده



    اعتراف میکنم دیروز تنهایی با ماشین رفتم نون بخرم ، نون رو خریدم اومدم سمت شاگرد نشستم ! یکی دو نفر فهمیدن جریانو ! منم خواستم خیلی دیگه ضایع نشه
    الکی داشبورد ماشین رو باز کردم و بستم رفتم نشستم پشت فرمون و سریع محل رو ترک کردم !
     



    اعتراف میکنم که یه بار سه تا سگ دنبالم کردن ، وقتی دیدم سرعتشون از من بیشتره و دیر یا زود بهم میرسن !
    برگشتم دویدم سمتشون ، اون سه تا هم هنگ کردن ! ترمز زدن با نیم متر خط ترمز ! بعد سه تایی شروع کردن به فرار کردن !
    احتمالا پیش خودشون گفتن این دیگه چه خریه !
    بعد از این واقعه تا مدتها احساس ابهت میکردم !
     



    اعتراف میکنم بچه که بودم یدونه ازین جا نوشابه خالیارو ورمیداشتم
    خیلی ماهرانه میذاشتم زیر چرخ دوچرخه ام از عقب . . .
    بعدش که راه می افتادم صدای موتور میداد
    ای حال میداد
    همه همسایه ها هم صداشون در اومده بود که ما آسایش نداریم
     



    هفته ی پیش پلیس جلوموگرفت منم با موتور بودم . پلیسه گفت مدارکاتو بده منم حول شدم گفتم شما مدرکتو نشون بده . با پلیسه بحثم بالا گرفت یارو هم نامردی نکرد و هرچی میتونست واسم ایراد نوشت . جریمم شد ۱۲۰ تومن
     


    بچه که بودم ازین پفک ۱۰ تومنیای کوچیک اومده بود خیلی هم خوشمره بودن . اون موقع روزی ۵۰ تومن جیره ام بود
    یه مغازه نزدیک خونمون بود . که آشنای بابام بود . یه روز رفتم مغازه اش گفتم عمو ۴تا پفک ۱۰تومنی بده . خلاصه ۱۰ تومن از پولم موند . منم جو گیر شدم گفتم عمو این ۱۰ تومنو بنداز تو اون صندوق آبیه ( صندوق صدقه )
    رفت تا ۲ روز بعدش . بدجور هوس پفک کرده بودم.
    مامانمم خونه نبود.
    رفتم مغازه . گفتم عمو یه پفک ۱۰ تومنی بده .
    بهم گفت ۱۰ تومن میشه
    منم گفتم عمو یه ۱۰ تومنی اون روز دادم گذاشتی تو اون صندوق آبیه . این عوض اون !

    ------------------------------------------------------------------------------






    نوشته شده توسط : LiD@ @$@Li ( دوشنبه 19 بهمن 1394 ) ( 02:41 ب.ظ )
    درباره وبلاگ

    هیچی ندارم بگن جز اینکه شما رو
    بخندونم هههههههههههههههههههه
    بخند دیگه ^_^ ^0^ ^_^
    به وب دوستام سل بزنینا :)
    موضوعات وب
    آمار وبلاگ
    کل بازدید :
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید این ماه :
    بازدید ماه قبل :
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بازدید :
    آخرین بروز رسانی :
    یه نگا بنداز

    スポンジボブ

    *スポンジボブ*


    قالب وبلاگ | ابزار پیام نگار users online
    آیکون های من

    PinkGirl-Icon

    PinkGirl-Icon

    PinkGirl-Icon

    به وبلاگ من خوش امدید.امیدوارم ازاین وبلاگ خوشتون بیاد.انتقادات وپیشنهاداتونو برای من بصورت کامنت بزارید.

    ابزار هدایت به بالا این جمله در وبتون نمایش داده نمیشه پس لطفا پاکش نکنید

  • کد نمایش افراد آنلاین